إِنِّـی ذَاهِــــبٌ إِلَـــىٰ رَبِّـی سَـیَـهْـدِیـنِ ...

۷ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

240. میبرم این روزها نام تو را آرام تر ...


 اینکه بشوید آدمی که دیگران کنارتان بنشینند و برایتان درد دل کنند و از رازهای زندگیشان بگویند ، ممکن است روزی رازی را بشنوید که ...

که شبیه این روزهای من شوید ! 




گردش روزگار جالب است ، ورود و خروج آدم ها در صحنه ی زندگی شما ، حرف هایی که مجبور میشوی یرای همیشه پیش خودت نگه داری ، چون فقط نمی توانی به خودت فکر کنی ، تو میگذاری و میگذری ... 

راستش نوش دارو بعد از مرگ سهراب ، میشود نیش و پایان قصه را تلخ تر میکند ، اگر قرار است نوش باشد باید زودتر از اینها میرسید و حالا که دیگر کار از کار گذشته ، حسرت است فقط!






+ هر کس خالصانه ترین عبادت های خود را به سوی خدا بالا فرستد ، خداوند بهترین مصلحت های خود را برای او فرو می فرستد . ( حضرت فاطمه سلام الله علیها )

کاش من مصداق این سخن شریف میشدم تا بیشتر از این که فکر کنم چه پیش خواهد آمد ، با خودم بگویم هر چه بشود بشود ، بهتر از این نمیتوانست باشد ! 




+ یا انیس من لا انیس له ...





۲۷ خرداد ۹۵ ، ۰۲:۱۵ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰

239. این نیز بگذرد ...

امیرالمومنین جایی در نهج البلاغه می فرمایند : چرا دنیا را سرزنش میکنید ؟ً ! در حالی که دنیا با دگرگونی اش همیشه نصیحت گر شما بوده و مثل معلمی دلسوز عبرت های زیادی پیش چشم شما گذاشته !
حالا حکایت این از دست دادن های ما و ناپایداری نعمت ها و امکانات و شرایط ما در دنیاست 
راستش این روزها که باید بار و بندیلمان را از دانشگاه جمع کنیم و عنوان دانشجو را اگر نه برای همیشه ، لااقل برای چند سال کنار بگذاریم و دوستان عزیزی که بعد از چند سال زندگی از برادرمان به ما نزدیک تر شده بودند دیگر نبینیم ، اشک اکثر بچه ها را درآورده ؛ البته برای من یکبار دیگر هم مشابه این شرایط پیش آمده بود ( زمانی که بعد از 7 سال از دوستان دبیرستانی ام که از راهنمایی با هم بودیم جدا شدم ) !
برای من اما در کنار سخت بودن ، این روزها دلچسب اند ، چرا که باعث میشوند از خیلی چیزها دل بکنم، چیزهایی که قلبم را پر کرده بودند ، فرقی نمیکند که این ها لذت های حلال هستند ، حرف بر سر اینست که به حلالش هم نباید وابسته شد ! چه برسد به حرامش ... چرا که آرامش سهم قلبی است که در تصرف خداست . این روزها معلم خوبی هستند ... کنار اسباب و اثاثیه ام ایستاده اند و چشمک میزنند و یک حرف را برایم مرتبا تکرار میکنند که یک روز که خیلی خیلی نزدیک است باید بیایی و برویم آن دنیا ، فرصت جمع و جور کردن وسیله و خداحافظی هم نداری ، راه برگشت هم نداری ، برای همیشه می رویم با وسایلی که از قبل فرستاده ای ! 

روز سختی است آنروز ، شبیه همین روز ها ولی میلیون ها بار ، بلکه بی نهایت سخت تر ! آن لحظه هم مهم نیست که چیزهایی که دوست داری حلال اند یا حرام ، مهم اینست که چقدر به آن ها وابسته ای ؟ مهم اینست به کدام مشتاق تری : خالق یا مخلوقات ؟ باقی یا فانی ها ؟ دل کندن چیز عجیبی است ؛ دنیا اما معلم کارکشته ایست ، خیلی خوب نشانت میدهد که نباید به چیزهایی که نمیمانند دل بست ! 

این جمله اعتقاد قلبی من است : در تمام این سال ها بهترین دوستان دبیرستانم که روزی فکر میکردم بدون آنها نمی توانم زندگی کنم ، برایم عادی شدند ، نسبت به اکثرشان هیچ حسی باقی نمانده همانطور که آنها هم شاید مرا فراموش کرده اند ، در تمام این مدت اشتباه ها و کارهای تحسین برانگیز زیاد داشته ام . در تمام این مدت دل ها شکسته ام و دل ها به دست آورده ام ؛ رابطه ام با آدم ها از علاقه ی شدید تا نفرت جا به جا شده اند ؛ خیلی چیزهایی که روزی برایشان اشک ریخته ام ، امروز برایم بچگانه به نظر میرسند و خنده دار ؛ خودم را خرج چیزهایی کرده ام که هیج وقت با من نمیماندند ، همه چیز بالا و پایین شد ، همه چیز عوض شد ، جای صمیمیت ها را رودربایستی گرفت ، جای علاقه های بچه گانه را علاقه های دیگری گرفت ، دغدغه هایم عوض شده اند ، همه چیز زیر و رو شده الا یک چیز : در تمام این مدت خدا دستش را زیر چانه اش گذاشته بود و به من نگاه میکرد ، نگاه میکرد ؛ شاید از بعضی لجبازی هایم خنده اش گرفته باشد ، شاید دلش به حالم سوخته است ، شاید زیاد پیش آمده باشد که من دستم را از دستش کشیده باشم و هی مشغول ویترین های بازارچه ی دنیا شده باشم و هی توی شلوغی گمش کرده باشم ؛ ولی او هیچوقت مرا گم نکرد ، هیچوقت فراموشم نکرد ؛ هیچوقت رهایم نکرد ؛ او با من لج نکرد ؛ ازاینکه سرم به سنگ خورده باشد و سرشکسته پیش او برگشته باشم خوشحال نشد و به رویم نیاورد ! در عوض همیشه داشت نگاهم میکرد ؛ داشت نگاهم میکرد که ببیند چطور انتخاب میکنم ؟ وقت هایی که خسته و کوفته ، از همه جا مانده بودم از در خانه ی او رانده نمیشدم ، انگاری همیشه منتظرم بود تا همین که برگردم بیاید و مثل یک مادر که بچه ی کوچکش توی شیطنت های کوچه دست و پایش زخمی شده ، قربان صدقه اش برود و زخم هایش را ببندد ... امیدواری اش بدهد . 
انصافا خدا ، خدای خوبی است . دنیا هم جای جالبی است . 
حرف بر سر اینست که من چطور انتخاب میکنم ؟ او را یا غیر او ؟ 

+ کل شیء هالک الا وجهه
+ الهی انت کما احب ، فاجعلنی کما تحب!
+ اذ سالک عبادی عنّی ، فانّی قریب ! اجیب دعوة الدّاع اذا دعانِِِ ِ ؛ فلیستجیبوا لی و لیومنوا بی لعلّهم یرشدون ...
+ قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله 


+ راستش یک حرف هم اضافه کنم ،امیدواری به رحمت خدا خیلی خیلی خوب است ، اما آدمی همانقدر که به خدا اعتماد دارد باید به خودش بی اعتماد باشد ، باید از خودمان بترسیم . مساله این نیست که خدا تو را میبخشد یا نه ؟ مساله اینست که حتی اگر بخشش خدا را صد در صد در نظر بگیریم ، امّا اثر وضعی این اشتباهات را نمی توان از بین برد و دامان ما را لااقل در حیات این دنیایی مان خواهد گرفت . و لن تجد لسنّت الله تبدیلا ! گناه یا در مرحله ی نازل تر ، پیروی نکردن بی چون و چرا از راهنمایی های پروردگار خالق جهان به این معنی است که منِ ِ انسان با این علم ناقصم میخواهم در این هستی مرتبط و پر از قانون شانسی قدم بردارم ،به آنهایی که دانسته اشتباه میکنند که دیگر باید گفت التمــاس دعا! سرپیچی از دستورات خدا ( راهنمایی های خدا ) یعنی من میخواهم بر خلاف تمام قوانین هستی قدم بردارم ، و معنایش اینست که حتی اگر خدا هم ببخشد تو کلید یک دومینو را در هستی زده ای که انتهایش در دست تو نیست ، تو اگر امروز یک نفر را از راه به در کردی ، یا دل یک نفر را شکستی ، یا حتی کارهایی که حق الله است مثل اینکه نمازت را دیر خواندی یا حتی کارهایی که فکر میکنی شخصی اند مثل همان مسواک زدن ساده را انجام ندادی ، در واقع کلید شروع یک دومینو را زده ای که فقط به خرابی همان دندان یا آدم ختم نمی شود ، چرا که آن آدم با انسان های دیگری مرتبط است که آن ها هم با آدم ها و زندگی های دیگری ارتباط دارند و این بعنی شما به شکل سرشاخه ی یک هرم گسترده از تغییرات مسئول اول تا آخر هرم خواهی بود و چه بسا این هرم تا نسل های بعدی هم گسترده تر شود و این یعنی این دومینو ممکن است تا آخر دنیا و روز حساب و کتاب متوقف نشود . پس حرف بر سر بخشش از حق الله و حق الناس نیست . مساله بسیار پیچیده تر از دو قطره اشک و توبه است . 
جمله ی زیبای دیگری دارند امیرالمومنین که روز به روز برایم پر معنی تر میشود و آن اینست که : گناه نکردن ، آسان تر از توبه کردن است ! 
واقعا باید این جمله را طلا گرفت ! در بخشش خدا حرفی نیست ؛ اما بعضی از آنطرف بام می افتند ؛ در حالیکه باید در خوف و رجا بود ؛ حتی اگر از خشم خدا هم نمی ترسیم لا اقل باید از عواقب طبیعی خود عمل و حرکتی که بر خلاف جریان کائنات و هستی قانونمند داشته ایم بترسیم ؛ در کنار اینها اضافه کنید احتمال رفتن ناگهانی و فرصت توبه نیافتن ، همانطور که این روزها خیلی از فوتبالیست ها و خواننده ها و آدم های سرشناس دیگر در اوج جوانی شان و درست همان لحظه که فکر میکردند در قوی ترین مرحله ی زندگیشان قرار دارند و وقت کام گرفتنشان از دنیا بود ، ناکام ماندند !

+ اگر این عبارت در قرآن نبود ؛ شاید باورش برایم سخت بود ؛ اما به قول امیرالمومنین این امید بخش ترین جمله ی خداوند است که : 
و اقم الصلاة طرفی النّهار و زلفا من الّیل انّ الحسنات یذهبن السّیئات ، ذلک ذکری للذّاکرین!
و این یعنی اینکه خداوند قول داده که کارهای خوب فقط در کنار کارهای بد نمی نشینند ، بلکه آنها را محو میکنند ؛ چنان که گویی هرگز اتفاق نیفتاده اند ! 
غیر قابل باور است ! نه ؟ واقعا اگر این عبارت اگر به جای اینکه آیه باشد ؛ روایت بود برایم غیر قابل باور میبود ...

+ حسبنا الله و نعم الوکیل!




التماس دعا !

۲۳ خرداد ۹۵ ، ۰۲:۱۶ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

238. مناجات


خواستم چند روز پیش این مناجات رو بذارم که تو غروب های آخر ماه شعبان بشنوید و لذت ببرید ، وقت نشد .

اما به نظرم این شب ها هم میشه این مناجات زیبای شعبانیه رو شنید و لذت برد ...


دانلود 



+ به نظرم کسانی که زبان عربی رو متوجه نمیشن ، قسمت زیادی از لذت ماه رمضون و مناجات های شبانه رو از دست میدن . 




۱۸ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۱۸ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

237. تفویض


فکر نمی کردم روزی شرایط خودم هم شبیه فیلم ها بشود ، بعد من کسی باشم که حرفی نمی زند و بی سر و صدا کنار میکشد .



+


دیگر سپرده ام به تو خود را که زندگی

هر گونه که تو خواستی ، آنگونه سر شود ...


* نجمه زارع




۱۸ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

236. فرازی دیگر از ابوحمزه از زبان تو ...


من یکون اسوء حالاً منّی؟؟

و ما لی لا ابکی ؟!


دانلود 




۱۶ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۱۳ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

235. بگذارید هواری برنم !

متاسفم برای خودم و امثال خودم که در جامعه ای که بیکاری و کاهش ازدواج و افزایش طلاق بیداد میکند در تریبون های ریز و درشتی که داریم یا یه برجام حمله میکنیم یا از آن دفاع میکنیم ، متاسفم برای دانشجویانی که وقتی هم در دیدار رهبری میخواهند مطالبه ای داشته باشند همان تکرار حرف های رهبری است به زبانی دیگر ! و حتی وقتی میخواهند نگرانی رهبر در مورد جمعیت را نگرانی خودشان جلوده دهند ، همه ی کاسه کوزه ها را بر سر وازکتومی و ... میشکنند که وزازت بهداشت در این قضیه همکاری نمیکند و جمعیت کم شده ، چرا همه معتقدند که خدمت سربازی مقدس است؟!!!!؟ . در شرایطی که من باید خرج خانواده بدهم و وارد بازار کار شوم و اوج نیروی جوانی من است مرا به دو سال بیگاری میکشانند ، جالب تر اینست که باید یکسال توی صف بایستی تا تاریخ اعزامت مشخص شود و در این مدت هر جا که بروی به دلیل همین که هنوز سربازی نرفته ای کاری به تو نمی دهند و این یعنی 3 سال از بهترین سال های زندگی یک پسر جوان ایرانی باید در گیر و دار سربازی و دفترچه ی اعزام و ... بگذارد تا سی ساله شود بعد دوباره روز از نو روزی از نو ... 

سه ســــــال معطل سربازی شدن ؟؟؟!!! فکر میکنم فرعون با بردگانی که برای ساخت اهرام به کار میگرفت منصفانه تر رفتار میکرد !
سه سال از بهترین سال های عمرم !!!!!

متاسفم برای مردمی که به خاطر پنجاه هزار تومن پول به نماینده ای رای میدهند که وقتی به مجلس میرود به راحتی رایش خریده میشود و توان مخالفت با یک بانک خصوصی یا دانشگاه آزاد را ندارد چون آنقدر خوب سبیلش را چرب خواهند کرد که به جای گیر دادن به آنها ، راه را برایشان هموارتر کند ...


متاسفم برای نماینده ای که برای افزایش جمعیت ، فقط لغو پیشگیری رایگان خانه های بهداشت یا ممنوعیت وازکتومی و ... به ذهنش میرسد اما 3 سال معطلی چند صد هزار جوان به خاطر سربازی مفت و مجانی که در تمام این سه سال نه می شود سر خانه زندگی مشترک رفت و نه حتی کمک خرج خانواده شد ، ذره ای هم او را نگران نمی کند !


متاسفم برای دولتی که هر روز یک جور مالیات جدید اعمال میکند ، هم از حقوق تو کم میکند ؛ هم از وام دانشجویی ات ، هم بر روی اجناس مالیات می کشد و هم برای یک ذره خدمات عمومی اش که حق اولیه ی توست عوارض میگیرد ...


این حکومت سرشار از حرف های اسلامی و اعمال ضد اسلامی است و مسئولیت این همه زندگی های از هم پاشیده ، جوانان بیکار و خانواده های تحت فشار گریبانگیر تمامی نمایندگانی که درگیر جناح بازی و اداهای روشنفکرانه یا مسلمانانه هستند و مسئولینی که درگیر حفظ و ارتقای پست و مسولیتشان هستند میباشد . بیشتر از همه دامان قشر فرهیخته ای را میگیرد که نسبت به اطرافشان بی تفاوتند یا درگیر همان ادا و اطوارها هستند ...



۱۶ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۰۶ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰

234. رهبر ایران یا ولی امر مسلمین جهان ؛ کشف ولی فقیه یا انتخاب مصلحتی

انتخاب رهبر بعدی محک خوبی برای اثبات ادعای مدعیان کشف ولایت فقیه است ، چرا که اگر آنچنان که خود ایشان مدعی اند کار خبرگان انتخاب ولی فقیه نیست بلکه کشف آن است ! به این معنا که باید شایسته ترین فقیه با شرایطی که همه می دانید به عنوان نائب امام زمان در عصر حاضر کشف و به مردم معرفی شود . حال این فرد ممکن است ساکن مالزی باشد یا مقیم لندن یا اهل ایران و لبنان ! ( چنان که در شرایط رهبری در قانون اساسی نیز ملیت ایرانی جزء شرایط نیست) . 

حال اگر انتخاب ولی فقیه موقوف به مصلحت اندیشی ها و مرزهای جغرافیایی و ... شود و هزار تزیین و توجیه به آن بچسبانند ، دیگر چیزی به نام ولی امر مسلمین یا نائب بر حق امام زمان موضوعیت نخواهد داشت ، چرا که اگر فرد شایسته تر از اویی وجود داشته باشد ، چه این منصب به او برسد ، چه نرسد او نائب بر حق امام زمان است . در چنین شرایطی دیگر باید فاتحه ی انقلاب اسلامی و همه ی آن حرف های زیبا را خواند و به جای آن به جمهوری اسلامی مصلحتی تن داد و مساله ای به نام ولایتمداری نیز به خودی خود از معنا می افتد ، چرا که این فرد که با هزار مصلحت اندیشی و لابی و ... انتخاب شده، نه ولی امر مسلمین جهان که در بهترین حالت حاکم کشور ایران خواهد بود که مثل بقیه افراد است تنها با این تفاوت که جناح او توانسته است او را بر مصدر قدرت بنشاند . برای من فاصله ی میان انتخاب تا کشف ولی فقیه ، از زمین تا آسمان است ؛ برای یکی حاضرم جان بدهم و برای دیگری هیچ قدسیتی قائل نیستم ... 

اگر رهبر بعدی به هر دلیل کسی ضعیف تر از سید حسن نصرالله باشد ، برای من تقریبا پایان رویای انقلاب اسلامی و بحث ولایت فقیه است ، چرا که مصلحت ها به جای آرمان ها و شعارهایی که سال ها در گوش ما خواندند نشسته و حقایق پایمال ابداعات و تزیین و توجیهات برای حفظ وضع موجود و از دست نرفتن قدرت شده است ... در چنین شرایطی دیگر ولایت فقیه همان ولایت رسول الله نخواهد بود و این حکومت نیز جامعه ی مهدوی که به دست ئانب امام زمان اداره میشود نیست ، بلکه یک جمهوری اسلامی خواهد بود شبیه جمهوری اسلامی پاکستان و افغانستان و سایرین ...


اگر خدای ناکرده چنین شرایطی پیش بیاید چه روزهایی تاریکی برای من و امثال من خواهد بود ، نه اعتقادی به دموکراسی غربی و حاکمیت سرمایه داران داریم و نه رغبتی به چنین جمهوری اسلامی مصلحتی !



   + اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا و غیبة ولینا و کثرة عدونا و قلة عددنا و شدّة الفتن بنا ...

      اللّهم انا نرغب الیک فی دولةٍ کریمةٍ، تعزّ بها الاسلام و اهله، و تذلّ بها النفاق و اهله و تجعلنا من الدعاة الی طاعتک، والقادة الی سبیلک، و ترزقنا بها کرامة الدنیا و الآخرة ...



۰۸ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۲۳ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰