إِنِّـی ذَاهِــــبٌ إِلَـــىٰ رَبِّـی سَـیَـهْـدِیـنِ ...

۴۲ مطلب با موضوع «سیر اندیشه» ثبت شده است

329. Inception


چند شب پیش فیلم inception را برای چهارمین بار دیدم، آدم از فیلم های نولان خسته نمی شود . معلوم نیست این آدم اینهمه خلاقیت را از کجا می آورد که عمیق ترین تفکرات فلسفی را با داستانی هیجان انگیز ترکیب میکند ، جوری که مو لای درزش نمی رود .


Inception xlg.jpg



ادامه مطلب...
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۵:۵۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

325. دسته بندی

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۴ تیر ۹۶ ، ۱۹:۵۶

324. مغز در خمره

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۴ تیر ۹۶ ، ۱۸:۱۸

323. شیطان فریبکار

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۴ تیر ۹۶ ، ۱۸:۱۷

320. فیلمسوف :)

ادامه مطلب...
۱۳ تیر ۹۶ ، ۲۱:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

318. ماقبلِ سوال

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۳ تیر ۹۶ ، ۲۱:۴۱

303. سوال اول

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۲ فروردين ۹۶ ، ۰۲:۲۴

299. قابِ قلبم

17



+ گرچه هم مرتبه نیستند ولی هر کدامشان در مقطعی از زندگی دستم را گرفته اند و راه برده اند ...

از شناخت زورکی تا آشنا شدن اتفاقی ، یکی یکی وارد زندگی ام شدند و هر کدام گوشه ای از قلبم را گرفتند.

و همانا استاد خوب از نعمت های بزرگی است که خدا سر راه آدم میگذارد . قدم به قدم ...


گر مرد رهی میان خون باید رفت

                                      وز پای فتاده سرنگون باید رفت

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس

                                         خود راه بگویدت که چون باید رفت ...



۰۵ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۰۸ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

296. بازی های نفس ...


أنَّ رَجُلاً قالَ لِلْحُسَیْنِ بنِ عَلِیٍّ - علیه السّلام - : اِجْلِسِ حَتْی نَتَناظَرَ فِی الدِّینِ فَقالَ: یا هذا اَنَا بَصِیرٌ بِدِینِی مَکشُوفٌ عَلی هُدایَ فَاِنْ کنْتَ جاهِلاً بِدِینِک فَاذْهَبْ وَاطْلُبْهُ، مالِی وَ لِلْمُماراةِ ... .

«بحار الأنوار، ج 2، ص 135»

 

مردی به امام حسین - علیه السّلام - گفت: بنشین تا با یکدیگر پیرامون مسائل دینی مناظره کنیم! امام فرمود: من به مسائل دینی بصیر و آگاهم و راه هدایت برایم روشن است و اگر تو جاهل و ناآگاهی برو و یاد بگیر. من کجا و جدل؟ و سپس افزود: شیطان است که آدمی را وسوسه می کند و می گوید، با مردم مباحثه و مناظره راه بینداز تا دیگران نپندارند که تو نادان و ضعیف هستی.

امام صادق - علیه السّلام - فرمود: جویندگان علم بر سه دسته اند پس آنان را با هویت واقعی شان بشناس: دسته ای از آنها دانش را به جهت جدل و مراء فرا می گیرند و دسته ای آن را جهت تفاخر و بزرگ نمائی می آموزند و دسته ای نیز آن را جهت فهمیدن و تعقل یاد می گیرند. پس اهل جدل و مراء آدم مردم آزار است، او در هنگام مناظره مانع از گفتار دیگران می شود و در میدان سخن مجالی برای دیگران قائل نیست و در عین حال خود را حلیم پارسا می نمایاند و حال آنکه باطن وی از خشوع و ورع تهی است و سرانجام خداوند نیز دماغ وی را به خاک می مالد. 



عَنِ النَّبِیِّ - صلَی الله علیه و آله - قالَ: لا یَسْتَکمِلُ عَبْدٌ حَقِیقَةَ الْإیمانِ حَتّی یَدَعَ الْمِراءَ و إنْ کانَ مُحِقّاً.

«بحار الأنوار، ج 2، ص 137» 

 

پیامبر اکرم - صلَی الله علیه و آله - فرمود: ایمان کسی کامل نمی گردد مگر آنکه مراء و جدل را ترک کند، گرچه حق با او باشد. 



 قال الامام الرضا - علیه السّلام - : لا تُمارِیَنَ الْعُلَماءَ فَیَرْفُضُوک وَ لا تُمارِیَنَّ السُّفَهاءِ فَیَجْهَلُوک.

«منیة المرید، ص 193»

 

امام رضا - علیه السّلام - فرمود: با علماء مراء و جدل مکن که تو را از پای درمی آورند و نیز با سفیهان مراء مکن که تورا به نادانی نسبت می دهند. 



 عَنْ أمِیرِ الْمُؤْمِنینَ - علیه السّلام - قالَ: یا کمَیْل إیّاک وَ الْمِراءَ فَاِنَّک تُعْزیِ بِنَفْسِک السُّفَهاءَ إذا فَعَلْتَ وَ تُفْسِدُ الْاِخاءَ.

«بحار الأنوار، ج2، ص 139»

 

أمیرالمؤمنین - علیه السّلام - فرمود: ای کمیل! بپرهیز از جدل، زیرا با دست خود سفیهان را بر آن داشتی تا آزارت کنند و نیز (جدل) اخوت و دوستی را از میان می برد. 



 عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ - علیه السّلام - : طَلبَةُ الْعِلْمِ ثَلاثَة فَاعْرِفْهُمْ بِأعْیانِهِمْ وَصِفاتِهِمْ: صِنْفٌ یَطْلُبُهُ لِلْجَدَلِ وَالْمِراءِ، وَ صِنْفٌ یَطْلُبهُ لِلإسْتِطالَةِ و الخَتلِ وَصِنْفٌ یَطْلَبُهُ لِلْفِقْهِ وَالْعَقْلِ فَصاحِبُ الْجَدَلِ وَالْمِراءِ ... .

«معالم الاصول و ملاذ المجتهدین، ص 15»

 

امام صادق - علیه السّلام - فرمود: جویندگان علم بر سه دسته اند پس آنان را با هویت واقعی شان بشناس: دسته ای از آنها دانش را به جهت جدل و مراء فرا می گیرند و دسته ای آن را جهت تفاخر و بزرگ نمائی می آموزند و دسته ای نیز آن را جهت فهمیدن و تعقل یاد می گیرند. پس اهل جدل و مراء آدم مردم آزار است، او در هنگام مناظره مانع از گفتار دیگران می شود و در میدان سخن مجالی برای دیگران قائل نیست و در عین حال خود را حلیم پارسا می نمایاند و حال آنکه باطن وی از خشوع و ورع تهی است و سرانجام خداوند نیز دماغ وی را به خاک می مالد. 


۰۴ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۵۲ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

295. ارابه ی خدایان


حتی اگر ما دلایل و مدارک دسته بندی شده ای را که مصرشناسان به ما ارائه می کنند قبول کنیم ، مصر قدیم ناگهان با تمدن ساخته شده و بدون تکامل قبلی ظاهر میشود ( ! )  شهرهای عظیم و معابد غول آسا، مجسمه هایی با قدرت توصیفی بسیار ، حیابان های تزیین شده با کنده کاریهای زیبا ، سیستم فاضلاب ، مقبره های پرشکوه کنده شده از سنگ ، اهرام با مقیاسات باور نکردنی و خیلی چیزهای دیگر به طور ساده ای از زمین سر در آورده اند . یک معجزه ی حقیق ؟ در سرزمین بدون تاریخ شناخته شده ی قبلی ، ناگهان قادر به چنین پیشرفتهایی نمیباشد !!

آیا این یک اتفاق است که مداری که از راس هرم خئوپس عبور میکند قاره ها و اقیانوس ها را به دوقسمت کاملا مساوی تقسیم میکند ؟ آیا این اتفاق است که اگر قاعده ی هرم را به دو برابر ارتفاعش تقسیم کنیم، عدد معروف 3/14156 که لودالف کشف کرد به دست می آوریم ؟ آیا این اتفاق است که محاسبات وزن زمین در آنجا بدست آمد و آیا این اتفاق است که زمین صخره ای زیر هرم ، دقیقا و کاملا مسطح شده بوده ؟

حتی یک نفر وجود ندارد که توضیح دهد چرا معماران هرم خئوپس ، و فرعون، این دشتهای صخره ای را برای بنای پدیده های خود انتخاب کرده بودند. 

هرم نه تنها قاره ها و اقیانوس ها را به دو قسمت مساوی تقسیم کرده ، بلکه در مرکز ثقل قاره ها قرار دارد . در حقیقت اینها اتفاقات نیستند و بسیار مشکل به نظر میرسد که اینچنین قبول کنیم . پس، محل بناها توسط موجوداتی که از کرویت زمین و تقسیم قاره ها و اقیانوس ها با اطلاع بوده اند انتخاب شده . 

با چه قدرتی - با چه دستگاهی و با چه دانش فنی قادر بوده اند که این دشت های صخره ای را کاملا سطح نمایند! چگونه معماران قادر بوده اند تونلی به پایین حفر کنند و چگونه داخل تونل ها را روشن میکردند ؟ چون نه در اینجا و نه در مقبره های سنگی واقع در دره شاهان از مشعل یا چیزی مشابه استفاده نشده. بر سقف یا دیوار ها دودزدگی وجود ندارد و حتی کوچک ترین اثری نیست که نشان بدهد دودزدگی را پاک کرده باشند . چگونه و با چه وسیله ای این تخته سنگ های عظیم از معادن کنده میشده ، با لبه های تیز و پهلوهای صاف ، چگونه حمل این سنگها انجام میشده و با دقتی برابر یکهزارم اینچ در کنار هم قرار میگرفته اند؟ یکبار دیگر دلیل های فراوانی برای کسانیکه بخواهند آنها را انتخاب نمایند وجود دارد : صفحه های شیبدار و مسیرهاییکه سنگ ها در طول آنها کشیده میشده ، چهارچوبه و منجنیق و البته صدها هزار برده ، کارگران، معماران ، هنرمندان. هیچیک از این دلایل تحمل بررسی دقیق را ندارند. هرم بزرگ نمونه عظیم و بارزی از صنعتی بوده و میباشد که هنوز چگونگی آن روشن نیست . امروزه در قرن بیستم هیچ آرشیتکتی قادر نیست که نمونه ای از هرم خئوپس بسازد، حتی اگر تمام امکانات فنی موجود در دنیا در دسترسش باشد.

تصویر مرتبط


بنای هرم فقط اراده ی فرعون بوده( ! ) ابعاد بی مانند و کلاسیک هرم فقط به طور اتفاقی به فکر معمار خطور کرده (! ) چند هزار کارگر تخته سنگها را که بیش از 12 تن وزن داشته اند بر روی پلکانها ( که چنین چیزی نمیتوانسته وجود داشته باشد ) و بوسیله غلطکها ( که وجود نداشته ) کشیدند. این اجتماع عظیم کارگران از گندم تغذیه میکردند ( که به این مقدار وجود نداشته ) آنها در کلبه هایی که ( وجود نداشته ) بدستور فرعون در نزدیک کاخ تابستانی اش ساخته شده بود استراحت میکردند.

کارگران بوسیله ی فریاد های " بکش ! " بوسیله ی بلندگو ( که وجود نداشته ) تشویق میشدند که سنگ هایی به وزن 12 تن را به بالا هل بدهند.

اگر کارگران جدی و مشتاق ( ! ) قادر بودند که برنامه غیرممکن روزانه را که شامل جا دادن 10 سنگ در محل هایش است انجام میدادند آنها یک هر پرشکوه از نیم میلیون سنگ را حدود 250000 روز و یا 664 سال تکمیل میکردند . و فراموش نشود که همه چیز بخاطر هوس های یک فرعون خارق العاده که هرگز زنده نماند که تکمیل بنا را ببیند بوجود آمد ( ! ) البته هیچکس نباید حتی تصور کند که این فرضیه مسخره است . خیلی پیشرفته است با این وجود چه کسی آنقدر مطلع است که بگوید هرم چیزی به جز مقبره ی فرعون نیست و از حالا به بعد چه کسی ارتباط با علائم ریاضی و نجومی را فقط یک اتفاق تلقی خواهد کرد؟



* از کتاب ارابه خدایان - نوشته اریک ون دانیکن





موخره :


چرا این متن و این کتاب ؟

این کتاب تقریبا قدیمی و دمده به حساب میاد و نقد های زیادی هم نسبت به نویسنده و محتوای کتاب هاش شده ...
اما از چند جهت جالبه :
اولین وجهش همون فضای رازآلود و رمزگونه ای هست که این نویسنده به تاریخ میده ، به نوعی تاریخ رو از حالت مرده و خشک به داستانی زنده و جذاب تبدیل میکنه و به این تکه سنگ های باقی مونده روح مرموزی میبخشه  ...
دومین دلیلش هم که من به اون دلیل این قسمت از کتاب رو انتخاب کردم اینه که : 
   " این نیز نگاهی است به افتادن سیبی ... "


 در کل، حرف هاش خیلی بی ربط هم به نظر نمیرسه ، البته برای کسی که ماجرای mason ها و freemason ها و داستان جنیانی که در تسلط حضرت سلیمان بودند رو تصور کنه ، ظاهر هر دو قضیه با کمی تفاوت به هم شبیهه ! 

البته مدعای خود نویسنده اینه که این قدرت فرازمینی از سوی فضایی ها و بیگانگان کرات دیگر بوده و اگه با این نگاه پیش بریم میخواد بگه که تعالیم انبیا و یا معجزات اونها هم در اثر همین ارتباط بوده ... ولی خب اگه کل حقیقت رو نگفته باشه لااقل به قسمتی از واقعیت شاید اشارتی داشته و اون اینه که 
همه چیز اونقدری که ما فکر میکنیم "عادّی" و "مادّی" نیست ...


۰۴ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۱۷ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰