انجمن آلبر کامو ترجمه ی حمیرا بنایی فر

تصویر: کامو در میان همکارانش در روزنامه «مبارزه» (کومبا)، ماه اوت 1944
" تنها یک مساله ی فلسفی واقعا جدی وجود دارد و آن هم خودکشی است. تشخیص اینکه زندگی ارزش دارد یا به زحمت زیستنش نمی ارزد درواقع پاسخ صحیح است به مساله ی اساسی فلسفه. باقی چیزها، مثلا اینکه جهان دارای سه بعد و عقل دارای نه یا دوازده مقوله است مسائل بعدی و دست دوم را تشکیل می دهند. این ها بازی است. نخست باید پاسخ قبلی را داد. "

این ها جملاتی است که کامو در سال 1942، کتاب مشهور خود به نام افسانه ی سیزیف را با آن آغاز می کند. داستان اصلی کتاب درباره ی سیزیف، از موجودات اساطیری یونان باستان است. سیزیف از خردمندان زمین، متبحر در انواع حیله و نیرنگ و همچنین از بنیان گذاران شهر باستانی کورینتوس بوده است. پس اینکه سیزیف، خدایان را فریب می دهد، زئوس وی را به تارتاروس (در اساطیر یونان: زندانی شبیه سرزمین های بایر که در عمیق ترین نقطه ی دنیا قرار داشت)، تبعید می کند. سیزیف محکوم بود که تا ابد سنگی را با خود بالای کوه ببرد اما همینکه به قله نزدیک می شد، سنگ به طرف پایین میغلتید و به این ترتیب مجبور بود تا دوباره این کار را انجام دهد. کاری که سیزیف به انجام آن محکوم بود، به نوعی شبیه همان کارهای بی معنایی است که بشر امروزه انجام می دهد. کامو از ابتدای کتاب مشخص می کند که ارزش زندگی، مهم ترین مساله ی موجود است.

موضوعات دیگری که کتاب به آن ها پرداخته، شامل خودکشی، فناپذیری و ایمان است. واژه ی "ایمان"، حامل یک بار معنایی مذهبی است اما درمورد بکارگیری این واژه توسط نویسندگان فرانسوی، استثنایی وجود دارد و برای آن ها، این واژه صرفا شامل افرادی که به خدا ایمان دارند یا خیر، نمی شود، بلکه شامل فردی است که به خودش باور داشته باشد. کامو نشان میدهد که تصریح یک واقعیت در زندگی چگونه می تواند به وجود آید بدون اینکه اثرات خارجی دیگری داشته باشد. در واقع تنها خودِ زندگی و این توانایی که جزئی از دنیا باشیم اهمیت دارد. مباحث کتاب افسانه ی سیزیف، با یک دیدگاه اگزیستانسیالیسمی آغاز می شود،(هرچند که کامو بعدها از اگزیستانسیالیسم به عنوان یک فلسفه، فاصله گرفت): تنها وجود اهمیت دارد و تمام پرسش هایی که درباره ی هستی مطرح می شود، دنباله ی آن هستند.

خودکشی، تصمیمی برای پایان دادن به زندگی است و عملی است که معمولا درنتیجه ی ناامیدی و عدم توانایی انسان در مبارزه با زندگی به وقوع می پیوندد. کامو با این حقایق کاملا آشناست اما کمی موشکافانه تر به مساله می نگرد: او به فناپذیری توجه می کند. در افسانه ی سیزیف، رابطه میان فناپذیری و محکومیت به کار تا ابد که درواقع او را جاویدان می سازد، در تضاد با یکدیگر نیستند. اتفاقا در این ترکیب، کامو به خوبی نشان می دهد تا زمانی که مرگ به سراغمان بیاید، ما وجوداتی جاویدان هستیم. چگونه این امر ممکن است؟ اینگونه که مرگ هرگز تجربه نشده است. بدین ترتیب کامو برای خوانندگان خود روشن می کند که چرا موضوع خودکشی برای او جذاب است و کتابش را با پوچی و خودکشی آغاز می کند: از آنجایی که هیچ تجربه ی شخصی ای در زمینه مرگ وجود ندارد (چرا که فرد پس از مرگ بازنمی گردد تا تجربه اش را بیان کند) در این موضوع جذابیت و کنجکاوی خاصی نهفته است و نیرویی وجود دارد که بعدا برای غلبه بر پوچی به آن نیاز می شود.

کلمه های "لایزال"،"ابدی" و "جاودانگی" همگی توسط ذهن انسان به وجود آمده اند تا خلا ناتوانی انسان در دسترسی به چیزهایی غیرقابل لمس را پر کنند. با ابدی نامیدن اینگونه موضوعات، جو حاکم بر آنها که غالبا شامل ترس و وحشت است، به یک مساله ی تمام نشدنی تبدیل می شود. در آثار کامو، این تصاویر نامحدود مانند جاودانگی، همگی در چیزی به نام پوچی خلاصه شده اند. همچنین کلمات زیاد بهتری وجود دارند تا شرح دهند که ذهن ما چگونه کلمات را پردازش کرده اما به دلیل محدودیت اطلاعات نمی تواند به طور کامل به معانی حقیقی آن ها دست پیدا کند. سیزیف در چنین موقعیتی وجود دارد و داستان او نشان دهنده ی این است که یک بشر چگونه می تواند با دنیای محسوس اطرافش مبارزه کند. همچنین نشان می دهد که انسان چگونه می تواند با طغیان کامویی، بر ناامیدی غلبه کند.

ایده ی اصلی طغیان، بسیار سیاسی به نظر می رسد: برکنار کردن حکومت موجود و غالبا ستمگر. در کنار اهمیت سیاسی این کتاب در زمان انتشار، ایده ی غلبه بر جبرظالمانه بسیار مهم است. طغیان کامویی شامل سه مرحله می شود: تایید، قبول و انجام. تایید پوچی در وحله ی اول، آن را به بخشی از انسان تبدیل می کند و دیگر بیگانه و ناخوشایند نیست و شما به چیزی دست پیدا کرده اید که سیزیف قهرمان آن است. پس از آن مرحله ی "قبول" است که برای بیشتر مردم، مرحله ای دشوار محسوب می شود. سیزیف نمی تواند بر سرنوشت بیرونی خود غلبه کند اما می تواند از درون آن را تغییر دهد. این "درون" همان رفتاری است که در برابر این سرنوشت نشان داده می شود. اگرچه ممکن است این قضیه اشتباها به صورت یک مساله ی ماورایی معرفی شده و یا به صورت ناخودآگاه فرویدی نمایش داده شود.

سیزیف مجبور بود تا با قبول پوچی، بر آن غلبه کند. کامو از کمبود اطلاعات درباره ی این شخصیت استفاده می کند تا داستان خودش درباره ی مردی تنها و یک سنگ را بسراید. هیچ چیز ترسناک تر ازین نیست که انسان بدون هیچ نتیجه ای تلاش کند، همواره از اول شروع کند و هیچ هدف خاصی هم نداشته باشد. این همان نکته ای است که کامو در کسوت وکیل مدافعِ سیزیف، بیان می کند و به این وسیله نظریه ی پوچی خود را تشریح می کند.

"در تک تک آن لحظات که او ارتفاعات را ترک می‌کند و تدریجا به کنار خدایان کشیده می‌شود، مافوق سرنوشت خود قراردارد. او از سنگ خود سخت تر است.... سیزیف، کارگر خدایان، ناتوان و سرکش، تمام جزئیات وضعیت تأسف آور خود را می‌داند: این چیزی است که درطی هبوط خود به آن می‌اندیشد. روشن بینی که قرار بود شکنجه او باشد، به تاج پیروزی او تبدیل می‌شود. هیچ سرنوشتی وجود ندارد که نتوان با استهزا بر آن فائق آمد."

افسانه ی سیزیف، عمیقا یک کتاب انسانی است. با اینکه در این کتاب به کرات از لغت "سرنوشت" استفاده شده است، اما هدف اصلی آن تشریح "وحشت" است. وحشت از گرفتن یک تصمیم (اشتباه)، وحشت از یک موقعیت و وحشت از زندگی و در یک کلام، نمایشگر پوچی. غلبه بر این وحشت تنها با ایمان به خود میسر است. کتاب کامو، تجلیل برای فردی است که نه تن آسایی پیشه می کند و نه خود بینی و غرور وی را احاطه کرده است. با این وجود، کامو تاکید ویژه ای نیز بر جامعه دارد و این تاکید در آثار بعدی وی از قبیل "طاعون" و نمایشنامه "عادل ها" مشخص است. یک فرد قوی، یک جامعه ی قوی می آفریند و می تواند دنیا را تغییر دهد. این تغییر لزوما به معنای جنبش و حرکت از یک نقطه به نقطه دیگر نیست، اما می تواند به تغییر در ادراک و تغییر الگوها و پاردایم ها منجر شود.

اینجاست که من شما را با کامو و سیزیف، در پای کوه تنها می گذارم. سیزیف و شخصیت او که بعدها توسط کامو، مرد پوچ نامیده شد، رئیس و غالب بر سرنوشت خود است. قدرت درونی ای چیزیست که قابل قیاس با کتاب های کمکی که شما را از خوردن یک بیسکوییت باز میدارند، نیست.این یک رفتار و یک تغییر درونی است که نمی تواند پردازش شود، آموزش داده شود و یا آورده شود و تنها با طغیان به دست آورده می شود. طغیانی درونی علیه پوچی.


* منبع