عجیبه که بعضی از دوستان ما بعد از 4 یا هشت سال که هیچ کار فکری و فرهنگی نکرده اند ، می خوان توی دو هفته با تبلیغات پرفشار و همه جانبه مخ عوام الناس رو بزنن . اون هم با زدن حرف هایی که خوشایندشون باشه . یعنی اگر سطح فهم طرف از دنیا اندازه ی آسفالت در خونه شون هم باشه باز هم در همون حد نگهش میدارن و شروع میکنن از توانایی آسفالت کشی نامزد مورد نظر میگن ؛یا مثلا  لیستی داده بودند دست من که در عرض دوشب نزدیک به 30 نفر از بچه های خوابگاه رو به سمت یکی از نامزدهای هر چند اصلح متمایل که هیچ! ثبت دائم کنم و در لیست مذکور یادداشت کنم . فکرش را بکنید (2 شب!!؟؟) بعد جالب اینه که وقتی همونایی که قرار بود مخشون رو بزنیم بعد از مدتها دوری و دوستی در شرایط حساس کنونی دیدیمشون ، متوجه شدیم که خودشون اومدن که مخ ما رو بزنن ! 


پریروز پر بود از حرف زدن ؛ تریبون آزاد ظهر و کرسی آزاد اندیشی شب ؛ که توی هر دو تاش بر خلاف خواست قلبی ام مجبور شدم صحبت کنم و بدون آماده کردن مطلبی از قبل میکروفون به دست بشم . بد نبود ؛ تنها فایده ای که برای من داشت ، تمرین صحبت کردن و مناظره کردن در جمع بود ؛ برای سایر دوستان و مخاطبان برنامه که فقط حرف مفت بود ...


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

والعصر

ان الانسان لفی خسر

الا الذین آمنوا و عملوالصالحات 

و تواصوا بالحق

و تواصوا بالصبر


قبل از هر چیز جا داره یه عذر خواه ی کنم و یه کسب اجازه ، عذر خواهی بابت اینکه در غیاب عالمان ، جاهلی چون من بر کرسی اندیشه و آزاد اندیشی نشسته و کسب اجازه کنم از کسانی که در این جمع حق استادی به گردن بنده دارند اما من باید اینجا صحبت کنم.

بعد اینکه من اینجا از طرف خودم حرف میزنم ، من یک مسلمانم ، اسلام دین کاملی است ؛ اما من کامل نیستم ؛ پس اشتباه من را لطفا به پای مکتبم نگذارید .


میگن اگه یه پروانه توی استرالیا بال بزنه ، میتونه یه آتیش سوزی بزرگ تو عمق جنگل های کالیفرنیا ایجاد کنه ...