إِنِّـی ذَاهِــــبٌ إِلَـــىٰ رَبِّـی سَـیَـهْـدِیـنِ ...

290. تذکّر


عمر هر انسانی ، به تعبیر قرآن کریم به اندازه ایست که در آن برای کسی که اهل ذکر است ، تذکر حاصل شود .

در این زمان خاص است - که بر اساس نوع اعمال انسان و نه صرفا یک زمان تصادفی - هنگام مرگ فرا می رسد . 


نُعَمِّرْکُمْ مَا یَتَذَکَّرُ فِیهِ مَنْ تَذَکَّرَ ...

* تاریخ تمدن و ملک مهدوی - محمد مهدی همایون 






the Birth

دانلود

۰۶ دی ۹۵ ، ۱۱:۴۰ ۰ نظر

289. آرزوهایی برای من سخت و برای تو آسان

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۶ دی ۹۵ ، ۱۰:۴۷

288. آنها مودب و باهوش بودند و ما بزدل و بی سواد

 

بعضی تصاویر را باید کنار گذاشت ، 

برای کتاب های تاریخ نسل های بعد ...

برای کمک به فهم قسمت هایی از تاریخ که هیچ دلیل قانع کننده ای برایشان وجود ندارد ...

یا لا اقل برای دسته ای از آدم ها دلیل قانع کننده ای ندارد (که در آن دوران به آنها دلواپسان گفته میشد و از دسته ی نابرجامیان بودند ) 


امضای کری تضمین است ؟!!؟!!!؟؟

کری به ظریف گفته جبران میکنه ؟؟؟!!!!

کری پسرخاله تونه اونوقت؟!!!



 به یک عدد سیامک انصاری جهت زل زدن به دوربین شدیدا نیاز داریم ... 

مردم برره امیدوار کننده تر بودن . نبودن ؟!!

 


 

 


یه عده بزدل ترسوی بی سواد نمیذاشتن شما توافق کنید ؟؟!!!


۰۴ دی ۹۵ ، ۰۰:۳۷ ۰ نظر

287. در باب فلسفه ، تاریخ و حواشی آن ...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۴ دی ۹۵ ، ۰۰:۲۲

286. دو سال بعد :)

 

خدا رو شکر دوره ی آموزشی که معادل 2 سال از 24 سال سربازیه تموم شد ... ( که احتمالا برای شما به اندازه ی 2 روز گذشته :) 

تو این مدت تقریبا از همه جا بی خبر بودیم ...

اومدم بیرون و شنیدم حلب آزاد شده ، روح برجام مجددا مکدر شده از دست آقایان مودب و باهوش !!! 

ترامپ در انتخابات آمریکا پیروز شده ، محمود صادقی خواسته افشاگری کنه و دست رییس قوه ی قضاییه ی به زعم او "فاسد" را رو کند ولی از بخت بد به کاهدان زده و به معذرت خواهی افتاده است ، ظریف گفته اشتباه کردم و عده ای همچنان در فضای مجازی توی سر خودشان میزنند که ظریف اشتباه نکرده ...

خلاصه اینکه تو این مدتی که ما نبودیم واقعا به اندازه ی 2 سال اتفاق و حادثه رخ داده !

آها این بنده خدا سفیر روسیه هم مثل فیلم های هالیوودی ترور کردن ... ( اگر سریال نیکیتا را دیده باشید یه چیزی تو همون مایه ها داره تو فضای سیاسی رخ میده ) 

اصلا بلانسبت ، دنیا چه خر تو خری شده   ( ببخشید که تعبیری دقیق تر از این پیدا نکردم ) 

 

 

 

+ ممنون از دعاهای دلگرم کننده ای که بعد از رفتنم بود و تازه دیدم ...

 

 

 

 

"وقت شمردن جوجه ها"

دانلود

 

 

 

۰۲ دی ۹۵ ، ۲۲:۳۹ ۰ نظر

285. تماشاچی

وضعیت عجیبی است 

هیچ احساسی ندارم

نه شوق

نه ترس!

منتظر نیستم

دلتنگ هم نیستم

فقط دارم تماشا میکنم ...

ادامه مطلب...
۳۰ مهر ۹۵ ، ۱۷:۳۲ ۰ نظر

284. پایان


اگر از آغاز تا دبیرستان را فصل اول زندگی ام حساب کنم

دبیرستان فصل دوم

و دانشگاه فصل سوم این زندگی بوده است

.

.

سربازی آغاز فصل چهارم است ...


دانلود

۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۸:۰۹ ۰ نظر

283. دست می کشم



دارم به این فکر میکنم که چقدر خوب است که به سربازی میروم

چقدر خوب است که آنجا هر ساعتش یک ماه میگذرد و هر هفته اش یکسال!

حس میکنم کسانی که به سربازی میروند همین سربازی پیرشان میکند

در صورتی که شاید از سرِ خوشی و سرگرمی برای دیگران کم تر از دو سال بگذرد

اما برای سرباز ها و زندانی ها قطعا خیلی آرام تر و سنگین تر حرکت میکند

و همه چیز آهسته می شود 

آنقدر آهسته که سربازها در این مدت به همه چیز فکر میکنند و شخصیتشان 10 سال پیرتر و جا افتاده تر میشود

شاید به خاطر همین است که می گویند آدم تا سربازی نرود مرد نمی شود

اما تا به حال دلیلش را نگفته بودند . شاید اصلا نمی دانسته اند ، این را خودم کشف کردم 

به عنوان آخرین کشفم 

اگر می خواهید معنای حرف هایم را بفهمید خودتان را یک روز در اتاقتان حبس کنید و سعی کنید در طول روز بیهوده ترین کار ممکن را انجام دهید 

مطمئنا آن روز به اندازه ی یک ماه برایتان میگذرد

البته باز هم متوجه شرایطی که من از آن سخن می گویم نمی شوید 

چون به هر حال اتاقتان است ...

و هر آن ممکن است عزیزترین کسانتان وارد شوند و سنگینی فضا را بشکنند 

اما برای یک سرباز هر لحظه ممکن است آدم هایی سر برسند که او دست دارد سر به تنشان نباشد

و فضا را سنگین تر کند و او بر خلاف میل قلبی و ارادت نداشته اش برایش جفت پا احترام بگذارد ...

بیایید یک هفته کنار تیر چراغ برق محله تان کشیک بدهید و تعداد مگس های هوا را بشمارید

یا تعداد کفش های اسپرت و غیر اسپرت افرادی که در طول روز میگذرند را به صورت مجزا آمار کنید

تا بفهمید از چه حرف می زنم

خلاصه اینکه سربازی خوبی های بسیاری دارد 

خوشحالم که پس فردا یک سرباز میشوم 

و میتوانم در این بیست سالی که برای شما به اندازه ی دو سال میگذرد به همه چیز خوب فکر کنم

و قطعا وقتی از این دالان طولانی بیرون آمدم بهتر از شما از کارِ دنیا سر در خواهم آورد

بهتر خودم را می شناسم

و شخصیت با ثبات تری نسبت به شما خواهم داشت ...

عمر من در سربازی تلف نخواهد شد ، بلکه گسترده تر و طولانی تر خواهد شد ... 

و من در روزگاری کوتاه ، عمری طولانی را تجربه خواهم کرد !




۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۷:۵۶ ۰ نظر

282. پرِ کاه


یک عادتی دارم که نمیدانم خوب است یا بد

نمیدانم ضعف است یا قوت

نمیدانم از ایمان است یا از ضعف آن 

اما همیشه دوست دارم خودم را شناور کنم

میان دست های خدا

مثل پرِ کاهی میان باد و طوفان 

مثل تخته چوبی شناور بر اقیانوس بی کران

مثل قاصدک ها...

دوست دارم او برایم تصمیم بگیرد

انتخاب های او برایم خوشایندتر است 

حتی اگر فکر کنم اگر جور دیگری بود بهتر میبود 

حتی اگر تلاش کنم جور دیگری بشود 

اما همیشه دوست دارم او کار خودش را بکند

گاهی زیاده روی میکنم و سرنوشتم را به دست قرعه و شانس میسپارم

مثلا برای همین سربازی پدرم تماس گرفت که پسر جان بیا و دو ماه به تعویقش بیانداز و یک جای خوب پذیرش بگیر 

اگر بروی نیروی انتظامی معلوم نیست کجای این خراب شده بیاندازندت !

از قرار معلوم این پادگان اموزشی که ما افتاده ایم غالبا به مناطق مرزی و سیستان و کرمان می فرستد ...
راست هم میگفت قطعا اگر بخواهم جای خوب و راحتی باشم باید همین کار را بکنم اما 

یک مرضی دارم که دلم میخواهد خودم را رها کنم و سرنوشتم را به دست تصادف و احتمالات بسپارم

تصادف و احتمالاتی که من عین تقدیر میدانمش

تقدیر یعنی چیزی متناسب با اندازه ی وجودی آدمی

دوست دارم تقدیرم را بپذیرم 

به استقبالش بروم

با آن سر جنگ ندارم

من به دنبال خوشی نیستم ، به دنبال خیر و خوبی هستم

اگر جای دشواری در این کشور باشد که ناگزیر کسی باید به آنجا برود 

چرا این فرد کسی باشد که هیچکس را ندارد 

چرا من جای خوب را برای خودم بخواهم؟

من تصمیم را به تو میسپارم

و انتخاب تو را روی چشم میگذارم

من منتظر اتفاقات قشنگ نیستم

بلکه در پی ِ عکس العمل زیبا به این اتفاقات هستم

من باید در برابر حوادث، درست تصمیم بگیرم  نه در انتخاب حوادث ...

من خودم را رها میکنم 

تو برایم سرپرست و کفیل باش!


+ و هو معکم اینما کنتم/.



+ در دایره ی قسمت ،

ما نقطه ی تسلیمیم!

لطف آنچه تو اندیشی

حکم آنچه تو فرمایی ...




۲۸ مهر ۹۵ ، ۲۳:۰۹ ۰ نظر

281. نسیر فی الزمن

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۲ مهر ۹۵ ، ۰۰:۵۶